حتی در تاریکترین سلولها، آزادی نفس میکشد
«سرنشینان کشتی مرگ» تنها شرح زندگی نویسنده نیست؛ بلکه گنجینهای از داستانهای انسانهایی است که بیگناه در بند بودند. زندانیانی که شب و روز را با آرزوی آزادی سپری میکردند، در کنار هم میآموختند، به هم امید میدادند و با وجود شکنجه و فشار، روحشان را تسلیم نکردند.
نویدنو: چاپ دوم کتاب «سرنشینان کشتی مرگ یا زندانیان قلعه ارگ»، اثر ماندگار عبدالصبور خان غفوری، به کوشش محمد نصیر مهرین و با همکاری بنیاد محمد آصف آهنگ، بار دیگر در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است. این اثر که نخستین بار پس از دههها سانسور و ممنوعیت منتشر شد، اکنون در قالب نسخهی الکترونیکی نیز قابل دسترسی است تا صدای نسلی که در دل تاریکترین سالهای استبداد خاموش شده بود، دوباره شنیده شود.
روایت یک جوان در آستانه زندگی
عبدالصبور غفوری، جوانی ۲۰ ساله، پرشور و تازه ازدواجکرده، از دل کابل برخاست. آموزگار و اهل قلم بود و در کنار تدریس، به فعالیت فرهنگی و روشنگری میپرداخت. با انتشار شبنامهای به نام «حقیقت» که با هدف افشای فساد و بیعدالتی و حمایت از خدمتگزاران راستین وطن تهیه میشد، راهی را برگزید که سرانجام او را به زندان و پای چوبه دار کشاند.
در سال ۱۳۱۰ خورشیدی، بدون محاکمه و با اتهام «توطئه علیه رژیم شاهی»، بازداشت و به اعدام محکوم شد. روزی او را به «کشتارگاه» بردند؛ نخست چند جوان دیگر را به دار آویختند، سپس طناب دار را پیش چشمش آویختند و از او خواستند دعای آخرش را بخواند. در واپسین لحظه، فرمان عفو از سوی نادرخان رسید؛ عفوی که معنایش تنها بازگشت دوباره به سلول بود، نه آزادی.
ده سال حبس، هفت سال تبعید
غفوری نزدیک به ده سال در زندانهای ارگ و دهمزنگ گذراند و سپس هفت سال به قندهار تبعید شد. او در تمام سالهای حبس و تبعید، با وجود رنج جسمی و روحی، قلم را زمین نگذاشت و یادداشتهای روزانه و روایتهایی از همبندانش را نوشت. این یادداشتها دهها سال بعد، با همت خانوادهاش و تلاش نصیر مهرین، به صورت کتاب منتشر شد.
کتابی فراتر از خاطرات شخصی
«سرنشینان کشتی مرگ» تنها شرح زندگی نویسنده نیست؛ بلکه گنجینهای از داستانهای انسانهایی است که بیگناه در بند بودند. زندانیانی که شب و روز را با آرزوی آزادی سپری میکردند، در کنار هم میآموختند، به هم امید میدادند و با وجود شکنجه و فشار، روحشان را تسلیم نکردند.
غفوری در این کتاب، با نگاهی انسانی و بیتعصب، از همه سخن میگوید: از پیرمردی که سالها با یک لباس پاره در بند بود تا جوانانی از شمال، جنوب، شرق و غرب کشور که قربانی استبداد شده بودند. روایت او، در کنار شرح زندگی روزمره زندان، تصویری از کابل و جامعه افغانستان در حدود یک قرن پیش ارائه میدهد؛ شهری که ساکنانش میان امید و ترس، درگیر بازی قدرت و سیاست بودند.
سندی تاریخی، درسی برای امروز
به گفته نصیر مهرین، این اثر نه فقط خاطرات شخصی که یک سند تاریخی ارزشمند است؛ سندی که با صداقت و دقت، روزگار سیاه زندانیان سیاسی را ثبت کرده است. این کتاب ثابت میکند که آزادی و انسانیت را میتوان برای مدتی در بند کرد، اما برای همیشه نه.
چاپ دوم این اثر با تلاش مسعود غفوری برای تأمین هزینههای تایپ، و همکاری بنیاد محمد آصف آهنگ برای انتشار، آماده شده است. نسخه الکترونیکی آن فرصتی دوباره برای خواندن و بازخواندن روایتهایی است که نهتنها تاریخ، بلکه وجدان جمعی ما را زنده نگه میدارند.
پیام پایانی کتاب
«سرنشینان کشتی مرگ» پیامی روشن و فراتر از زمان خود دارد:
در برابر ظلم و استبداد

