از هشدار کارنی درباره «گسست تاریخی» تا پاسخ تهاجمی ترامپ، آینده نظم جهانی بیش از هر زمان دیگری نامطمئن به نظر میرسد
برای نخستوزیر کانادا، این لحظه تاریخی فقط فرصتی برای انتقاد نبود بلکه فراخوانی نیز به همبستگی میان «قدرتهای میانه» بود؛ او گفت کشورهایی مانند کانادا باید به جای تکیه بر قواعد گذشته یا چشمپوشی از تهدیدها، به همکاریهای جدید و ایجاد ساختارهایی مبتنی بر ارزشهای مشترک روی بیاورند، زیرا اگر این کشورها «در میز مذاکره نباشند، در نهایت «روی منو» خواهند بود، یعنی تهدید و فشار را تجربه خواهند کرد.
علی فرهنگ
نویدنو: در روزهای پایانی مجمع جهانی اقتصاد در داووس، فضای سیاسی و دیپلماتیک به شکلی کمسابقه متشنج شد؛ دو سخنرانی کلیدی از مارک کارنی، نخستوزیر کانادا و دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا نه تنها توجه رسانهها و دولتها را جلب کرد، بلکه بهوضوح نشان داد که شکاف در نظم جهانی و درستی قواعد بینالملل، به نقطهای بحرانی رسیده است.
کارنی روز سهشنبه، ۲۰ جنوری ،۲۰۲۶ در بیانیهای که به سرعت در محافل سیاسی بهعنوان «هشدار تاریخی» توصیف شد، تاکید کرد که جهان دیگر فقط در حال گذار نیست، بلکه در وسط یک «خردگی» بنیادین (rupture) در نظام بینالمللی قرار دارد؛ منظوری که اشارهای غیرمستقیم به نحوه عمل قدرتهای بزرگ دارد. او گفت این نظم مبتنی بر قواعد و همکاری که پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، اکنون در برابر واقعیتهای سخت قدرتطلبی و رقابت شدید میان قدرتهای بزرگ فرسوده شده و در حال از بین رفتن است. در این سخنرانی، کارنی هشدار داد که ابزارهایی مانند تجارت، زنجیرههای تامین و حتی نهادهای چندجانبه دیگر نمیتوانند تضمینکننده امنیت و منافع کشورها باشند چون قدرتهای بزرگ از این ابزارها بهعنوان سلاح استفاده میکنند.
برای نخستوزیر کانادا، این لحظه تاریخی فقط فرصتی برای انتقاد نبود بلکه فراخوانی نیز به همبستگی میان «قدرتهای میانه» بود؛ او گفت کشورهایی مانند کانادا باید به جای تکیه بر قواعد گذشته یا چشمپوشی از تهدیدها، به همکاریهای جدید و ایجاد ساختارهایی مبتنی بر ارزشهای مشترک روی بیاورند، زیرا اگر این کشورها «در میز مذاکره نباشند، در نهایت «روی منو» خواهند بود، یعنی تهدید و فشار را تجربه خواهند کرد.
یک روز پس از سخنرانی کارنی، دونالد ترامپ در سخنرانی خود در داووس پاسخ تندتری ارائه داد. برخلاف لحن محتاطانه کارنی، ترامپ بهطور مستقیم کانادا را خطاب قرار داد و با لحنی تهاجمی گفت که این کشور باید به خاطر رابطهاش با امریکا قدردان باشد و حتی تلویحا گفته بود که کانادا «بهخاطر امریکا زنده است». این اظهارنظر که توسط رسانههای بینالمللی بهعنوان تلاش برای برتریجویی ایالات متحده و تضعیف جایگاه متحدان سنتی تحلیل شده، باعث نگرانی از تشدید تنشهای بیشتر شد.
ترامپ همچنین در سخنرانی خود بار دیگر بر مواضع جنجالیاش درباره گرینلند تاکید کرد؛ او در سخنرانی خود خواستار بازنگری در وضعیت این جزیره استراتژیک شد، موضوعی که واکنش تند اروپا و حمایت کارنی از حق حاکمیت دانمارک و گرینلند را به دنبال داشت و شکاف در روابط میان آمریکا و متحدانش را عمیقتر کرد.
در کنار این دو سخنرانی، تحلیلگران و رسانهها از یکپارچگی کمتر نظم جهانی و افزایش رقابت قدرتها سخن گفتند. کارنی تاکید کرد که نظم مبتنی بر قواعد، اگرچه هرگز عادلانه و برابر نبوده است، اما در دهههای گذشته به نفع کشورهای متوسط بوده است؛ اکنون اما آن نظم رو به زوال است و کشورها باید برای خود استقلال راهبردی بیشتری بیابند.
در نهایت، آنچه در داووس رخ داد فقط دو سخنرانی جدا از هم نبود، بلکه آینهای از بحران عمیق در اتحادهای سنتی و پرسشی بنیادی درباره آینده نظم جهانی بود. از یک سو دولت مردی مانند کارنی تلاش کرد با زبانی تحلیلی و دعوت به همکاری جان تازهای به ایده چندجانبهگرایی بدهد، و از سوی دیگر، ترامپ با تاکتیکهای تهاجمی و تاکید بر منافع یکجانبه، چالشهای یک نظم دچار تنش را بهروشنی به نمایش گذاشت. این تضاد نه فقط در سطح دیپلماتیک، بلکه بهطور فزایندهای در چشمانداز اقتصاد و امنیت جهانی نیز بازتاب خواهد یافت، زیرا کشورها اکنون باید انتخاب کنند که چگونه در برابر فشارهای قدرتهای بزرگ ایستادگی کنند، تندادن را بپذیرند یا راههای جدید همکاری بسازند؛ مسالهای که پیامدهایش فراتر از مرزهای کانادا و آمریکا خواهد بود.

